بررسى يك كتاب ناشناخته عصرمشروطيت

گزارشى از كتاب مدينة الاسلام، روح التمدن

حسن حاجى حسينى

منبع : مجله آموزه ، شماره 1

پيش درآمد:

 

علماى دين به مصداق العام بزمانه لا يهجم عليه اللوابس هماره شناختى صحيح و عميق از اوضاع و شرايط زمان خود داشتند. در پاسدارى و حفظ دستاوردهاى شريعت از همه چيز خود مايه مى گذاشتند. در مواجهه با افكار مخرب; ابتدا با بردبارى و تأنى، حرف مخالف را مى شنيدند، آن گاه با بيان وزين و قلمى متين، به شبهه ها و اشكال ها پاسخى عميق مى دادند.

از جمله عالمان روشن انديش و ژرف نگر; فقيه توانمند، آگاه به زمان و مجاهد راه حق، مرحوم آيت الله حاج شيخ احمد شاهرودى است. به حق بايد او را از طلايه داران و مدافعان جبهه ارزشى در مقابل جبهه سكولار در زمان مشروطه شمرد.

از اين عالم روشن بين، چند كتاب به يادگار مانده است كه بعضى از آنها معطوف به مسايل و موضوعات زمان خويش است. در اين فرصت، بعد از نگاهى اجمالى به سير حيات پربار علمى و فكرى آن مرد بزرگ، كتاب مذكور را به صورت خلاصه خدمت فرهيختگان و طالبان علم و معرفت معرفى مى كنيم.

حيات علمى و سياسى خانوادگى نويسنده

جد ايشان، عالم ربانى مرحوم آيت الله ملا محمد كاظم خراسانى (آخوند خراسانى)، از شاگردان آيت الله سيد على طباطبايى، صاحب "رياض المسائل" است. وى به تقاضاى مردم شاهرود در آن شهر اقامت گزيد و با تشكيل حوزه درسى و اقامه جماعت در مسجد امام حسن عسگرى(عليه السلام)به نشر احكام و رسيدگى به امور مردم پرداخت. هم زمان با اقامت شيخ در شاهرود، فتنه بابيه بالا گرفت و ملا حسين بشروى و قرة العين از ناحيه خراسان وارد آن شهر شدند و معركه به راه انداختند. شيخ با آنها مناظره كرده و در نهايت آنان را از شهر بيرون كرد. به نوشته ناسخ التواريخ، اين امر كينه شيخ را در دل آنها كاشت. مرحوم سيد محسن امين عاملى مى گويد: بعد از اين كه مناظراتى بين آخوند و بهائيت انجام گرفت، يكى از افسران ترك يا كرمانى در خارج شهر بر سر راه شيخ كمين كرد و او را به قتل رساند.

والد شيخ; علامه محقق، جامع معقول و منقول، آيت الله حاج محمد على معاصر شيخ انصارى است. اين عالم جليل القدر; در فقه، اصول، فلسفه، كلام، حديث و عرفان تبحر داشت. به استناد اعيان الشيعه وى 52 تأليف در زمينه فقه، اصول، حديث و كلام دارد. از آن جمله، رد بر اخباريان و عصارة الفقاهه فى المهمات الفقهيه است.

وى به امر مرحوم حاج ميرزا حسن شيرازى، به شاهرود مراجعت مى كند كه متأسفانه پس از چهل روز از ورودشان، در سال 1293ق روحش به ملكوت پرواز كرد.

حيات علمى مؤلف

مرحوم حاج شيخ احمد، در دامان پدر بزرگوارش رشد يافت. تحصيلات مقدماتى را در شاهرود گذراند و براى ادامه تحصيل، همراه برادرش (شيخ حسن زاهد) رهسپار مشهد شد. پس از مدتى تحصيل، راهى عتبات عاليات شد و در نجف اشرف از بزرگانى همچون ميرزا حبيب الله رشتى و آخوند خراسانى ـ صاحب كفايه ـ استفاده برد.

وى در حالى نجف اشرف را به مقصد وطن خود (شاهرود) ترك كرد كه در زمينه هاى مختلف علمى، صاحب نظر و شهره بود. او اصولىِ متبحر و فقيه ژرف انديش بود و در علم كلام و اديان نيز مهارت داشت.

تأليفات ايشان ـ آنچه تا كنون چاپ شده است ـ عبارتند از:

1. حق المبين در رد بهائيت; كتابى است جامع و استدلالى، مطبوع در سال 1334 قمر.

2. راهنماى دين در رد فرقه ضاله; در سال 1343 ش به چاپ رسيده است.

3. ازالة الاوهام فى رد ينابيع الاسلام; يكى از انديشمندان مسيحى به نام عبدالمسيح مسيحى، كتابى به نام ينابيع الاسلام (سرچشمه هاى اسلام) مى نويسد و به زعم خود ثابت مى كردند كه اسلام، سرچشمه وحيانى ندارد. مرحوم شيخ احمد، در كتاب خود موهومات او را جواب داده و در سال 1344 ق به طبع رساند.

4. مدنية الاسلام روح التمدن; كه در قسمت پايانى مقاله، گزارشى از آن را تقديم مى كنيم.

5. مرآت العارفين;

6. تنبيه الغافلين;

7. ايقاظ النّائمين.

حيات سياسى ـ اجتماعى مؤلف

امتياز اين شخصيت بزرگ آن است كه از جمله مصاديق بارز العالم بزمانه بود; وى چند گام فراتر از زمان خود حركت مى كرد، عصر خود و متقضيات آن را خوب شناخته بود و با درك عميق از زمان خود و شناخت ترفندهاى دشمن، از وظيفه خود كه همان روشن گرى و افشاگرى است غافل نبود.

او در دل مردم نفوذ داشت و از جايگاه والايى برخوردار بود. رئيس عدليه وقت، به تهران گزارش مى كند: با وجود ايشان بايد دَرِ عدليه را بست، زيرا همه مردم متوجه ايشان هستند.

بيت ايشان ملجأ و مأواى بى پناهان و مظلومان بود. از نفوذ معنوى خود در مردم، بيشتر به حال فقرا و مستمندان استفاده مى كرد. در جنگ جهانى اول كه كشور ـ خصوصاً خراسان و شاهرود ـ مورد تاخت و تاز نيروهاى بيگانه بود، قيمت گندم و خوار و بار بالا رفته بود; ايشان با اتخاذ سياست هم نوايى با مردم، تلاش كردند تا قيمت نان را در حد چهار ريال تثبيت كنند تا هيچ طبقه اى دچار مشكل نگردد.

هنگامى كه عده اى از فرقه ضاله بهائيت به كمك مأموران دولتى خواستند در بين مردم قدرتى كسب كنند، اين عالم سياسى مردم را به مبارزه منفى فرا خواند; بدين گونه كه به مردم دستور داد كسى با آنها معاشرت نكند و داد و ستد با آنها را هم ممنوع كرد، تا اين كه افراد گمراه عرصه را بر خود تنگ ديدند و شهر كه در آستانه آشوب بود، با اين سياست از خطر حفظ شد.

وى در جريان تبعيد علما از نجف، بسيار نگران بود و با برخوردى فعال و تحصن در تلگراف خانه و ارسال تلگراف، مخالفت خود را علنى كرد.

وى از هم رزمان و ياوران شهيد مدرس محسوب مى شد و همواره شعار زندگى سياسى اش همان شعار معروف شهيد مدرس بود كه فرياد مى زد: سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ما.

رجال سياسى اى كه از شاهرود مى گذشتند، حتماً خدمتش شرفياب مى شدند و از احاطه او به امور سياسى در تعجب بودند. مراجع عظام و بزرگان حوزه درباره ايشان نظر داشتند به تعبير مرحوم آيت الله بروجردى: شيخ احمد، فخر شيعه بود.

زمانى كه علماى بزرگ اصفهان به رهبرى حاج آقا نورالله به قم هجرت كردند، با مشورت بعضى از بزرگان همچون آقا سيد ابوالحسن اصفهانى و مرحوم نايينى قرار شد چند تن از علما كه هم از نظر علمى وزنه اى باشند و هم بر مسايل سياسى احاطه داشته باشند با شاه ملاقات كنند. مرحوم شيخ احمد يكى از اعضاى آن هيئت بود، گرچه آن ملاقات به خاطر برخورد با موانع انجام نگرفت.

زمانى هم كه علماى نجف تصميم گرفتند براى اجراى اصل دوم قانون اساسى ـ كه نظارت پنج نفر از مجتهدان را بر مصوبات مجلس لازم مى داند ـ عده اى را معرفى كنند، مرحوم شيخ احمد يكى از بيست نفرى بود كه از خطه خراسان انتخاب شده بود. اين عده را مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى، مرحوم نايينى و مرحوم شيخ عبدالكريم حايرى به مجلس شوراى ملى معرفى كرده بودند.

 

گزارش مختصرى از محتويات كتاب

اين كتاب از يك مقدمه و چهار مقاله (گفتار) تشكيل شده است. هر مقاله در مقام تبيين يكى از موضوعات اساسى دين يا مسايل روز و شبهه هاى مطرح شده در جامعه مى باشد.

هدف نويسنده ـ چنان كه از نام كتاب بر مى آيد ـ اثبات اين نكته است كه تمدن واقعى و حقيقى كه سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين كند، همانا تمدن اسلامى است. مبناى معرفت شناختى و هستى شناختى چنين نگرشى اين است كه همه امور در دين اسلام، در حد وسط قرار دارند و از جانب ديگر پايه تمدن اسلامى بر مبناى هر دو بعد وجودى انسان (بعد مادى و معنوى) قرار داده شده است. بنابراين تنها تمدنى كه مى تواند سعادت انسان را تأمين كند، اسلام است.

 

مقاله اول:

در اين گفتار، مطالب جالب و مهمى مطرح شده است كه مهم ترين آنها بدين قرار است:

* تبيين اين مطلب كه اصل جامعه بهوسيله ازدواج شكل مى گيرد;

* تبيين مسأله تعدد زوجات و بيان مصالح و فلسفه تشريع آن;

* مسأله حقوق زن و بيانى واضح از نظر اسلام در اين باره.

مقاله ثانيه:

* مسأله حجاب: با توجه به زمان اين نوشتار (دهه سوم مشروطه) كه اوايل حكومت رضاخان است، كم كم زمزمه هاى كشف حجاب به گوش رسيده و مطبوعات با ايجاد شك و شبهه، مقدمات اين مصيبت را آماده مى كنند. مؤلف با انعقاد فصل كاملى در اين باره، مطالب مطرح شده در مطبوعات و كتاب هاى موجود را بازگو كرده و پاسخ مى گويد و در همين فصل، فلسفه تشريع حجاب را نيز تبيين مى كند. به عنوان نمونه، يكى از شبهات اين بود كه حجاب، مانع مهمى براى آزادى زنان است كه مؤلف اين شبهه را به خوبى جواب مى دهد.

* مسأله قصاص: يكى از شايع ترين و موهن ترين شبهاتى كه از طرف سكولارهاى آن زمان ـ كه درست صد سال بعد، در دهه سوم انقلاب اسلامى نيز سكولارهاى زمان ما آن را عنوان كردند ـ طرح شده بود مسأله قصاص بود. جريان بدين قرار بود كه روزنامه ايران نو در مقاله اى با عنوان خاطره سنگين اعدام، حكم قصاص را انكار كرده (حوزه نجف، ص 431) و آن را به تمسخر مى گيرد. وجود اين قبيل مسايل در جرايد مشروطه ـ چيانِ غرب گرا، امرى چندان دور از انتظار نبوده و تعجب برانگيز نيست. تعجب از غفلت عده اى است كه متوجه ماهيت ضددينى بسيارى از مشروطه چيان سكولار نبودند. در اين ميان، برخورد بعضى از بزرگان علما قابل تقدير است. مرحوم آخوند با اين كه خود در جبهه طرف داران مشروطه قرار دارد، عليه اين قبيل حركات مشروطه طلبان موضع گيرى كرده و با ارسال تلگرافى براى علماى تهران، تا نزديكى صدور حكم ارتداد نويسنده مقاله پيش مى رود. وى در آن تلگراف مى نويسد: به موجب مكاتيب متكثره واصله در شماره 121 جريده ايران نو، حكم قصاص را خلاف سياست و حكمت شمرده و به آيه مباركه و لكم فى القصاص حيوة يا اولى الالباب كه حكماى فلاسفه غيرمسلمين هم به حكمت هاى مودعه در آن كريمه مباركه اقرار به فهم آن افتخار دارند، استخفاف نمود; البته چگونگى را اعلان، بلكه يعنى همان شماره را عاجلا ارسال فرماييد تا در صورت صدق حكم الهى، به مسلمين اعلام شود ان شاء الله تعالى محمد كاظم الخراسانى.

اين تلگراف در شماره يك جريده النجف در سال 1328 ق چاپ نجف اشرف، درج شده است1.

بعيد نمى نمايد كه سرنوشت اين تلگراف نيز مانند بعضى از تلگراف هاى ديگر علماى نجف كه به مذاق مشروطه طلبان سازگار نبوده است گرفتار شده باشد.

مؤلف در اين كتاب، در خصوصِ جبهه فرهنگى به صورت علمى و منطقى به اين موضوع پرداخته و شبهه ها را مفصلا جواب داده است.

مقاله ثالثه

اين مقاله در مورد تبيين مدينه فاضله از نظر اسلام و مؤلفه هاى آن است.

يكى از مهم ترين مؤلفه هاى آن، اتحاد اهل مدينه و دورى از نفاق و شقاق است. در اين قسمت، مؤلف با ذكر انواع حكومت هاى بلشويكى، جمهورى و دموكراسى اشتراك همه را در ضديت با اسلام مى داند.

بديهى است كه منظور وى از حكومت هايى مانند جمهورى ـ با توجه به ظرف زمانى آن موقع ـ آن نوع جمهورى است كه سوغات غرب بوده و شخصى مانند رضاخان از آن دم مى زند. يا اگر در جاى ديگر به مسأله آزادى حمله مى كند، منظور آزادى از نوع غربى است.

در اين جا به شبهاتى كه جرايدى مانند كاوه و ناهيد در سطح جامعه به آن دامن مى زنند پرداخته و به آنها پاسخ مى دهد. شبهاتى چون به تمسخر و استهزا گرفتن عزادارى، زيارت، ازدواج و... .

از جمله مطالب طرح شده در اين گفتار، مسأله تأكيد اسلام بر علم آموزى، كسب يقين و نهى از تقليد، دورنمايى از علوم لازم در جامعه دينى و ديدگاه مؤلف درباره علوم جديد مى باشد. نگاه مؤلف به علوم جديد، مثبت بوده و معتقد است كه علوم جديد تا حدى حسن ذاتى داشته و لازم هستند، ولى بايد تكلفات و عرضيات آن را برداشت تا نتيجه مطلوب بدون ضرر حاصل گردد.

بحث جالب ديگرى را كه مطرح مى كنند، بحث علم و دين است كه شبهه تنافى و تضاد دين اسلام با علم را جواب مى گويد.

در پايان، بحث بنيادهاى تمدن اسلامى را به خوبى بيان مى كنند كه بر چهار پايه استوار است: علم، عمل، اخلاق و حسن معاشرت.

آسيب شناسى جوامع مسلمين و علل عقب ماندگى آنها از نظر مؤلف عبارتند از:

1. ضعف مسلمين در دفاع از حقوق حقّه خودشان;

2. انحطاط درونى در بين مسلمانان و عمل نكردن به آداب شريعت;

3. عقب ماندگى و احتياج مسلمان ها به غير خود در امور زندگى;

4. عقب ماندگى مسلمين به لحاظ آلات و ادوات جنگى و فنون و آداب نظامى;

5. توسعه اقتصادى در بعد هزينه ها و درآمدهاى غيرمسلمين و ضعف آن در بين مسلمين;

6. عقب ماندگى صنعتى.

نكته جالب ديگرى كه مؤلف در اين گفتار مطرح مى كند بحث مزايا و ضررهاى مكاتب سرمايه دارى و سوسياليستى (اشتراكى) است.

با توجه به اين كه مباحث سرمايه دارى و كمونيستى در بازار انديشه آن روز به شدت رواج داشته، نقاط ضعف اين مكتب ها را ذكر كرده و در نهايت نتيجه مى گيرد كه اسلام، حد وسط بوده و موافق فطرت طبيعى و سالم انسانى است.

مقاله رابعه

اين مقاله در مورد تبيين نظام سياسى ـ اجتماعى اسلام است.

مقوّمات و اركان نظام سياسى ـ اجتماعى اسلام بر چهار عنصر اساسى استوار است:

1. قانون و قانون مدارى (قوانينى كه بر مبناى قرآن و سنت بنا نهاده شده است); به عنوان نمونه از قوانين اقتصادى اسلام مى توان نام برد كه مبتنى بر دو اصل كفايت و عدالت است.

2. جهاد در راه خداست;

3. قضاوت و حل و فصل دعاوى; كه بر چهار پايه استوار است: الف) صفات قاضى; ب) آداب قضاوت; ج) موازين قضاوت; د) تنفيذ و اجرا.

4. مجازات و تنبيهات (اجراى حدود الهى اعم از حدود، تعزيرات، قصاص، ديات).

نتيجه گيرى و استفاده

آنچه از اين كتاب به عنوان ره توشه براى همه حوزويان و محققان قابل استفاده مى باشد، اين است كه پايگاه اجتماعى عالمى كه در متن مردم زندگى مى كند و شرايط و مقتضيات زمان خود را درك مى كند، بسيار بالا مى باشد .

هم چنين دشمن شناسى، شناخت دسيسه هاى اجتماعى و سياسى دشمن، و راه هاى نفوذ فرهنگ بيگانه از دستاوردهاى مهم اين كتاب است. بزرگى مصنف در اين است كه به خوبى دشمن را شناخته و با منطق و استدلال قوى با آنها مقابله كرده است.

يكى از راه هاى نفوذ دشمن در جبهه فرهنگى، نفوذ در مطبوعات داخلى كشور است، تا بدينوسيله حرف هاى خود را از زبان خودى و با زبان مردم بيان كنند. شبهه ها و هجمه هاى به دين و مقدسات از شگردهاى قديم و جديد دشمنان بوده است. مهم ترين شبهه اى كه هنوز روشن فكران زمان ماـ كه لااقل دويست سال از زمان خويش عقب هستند ـ به تبع روشن فكران مشروطه مطرح مى كنند، عدم كارايى دين براى اداره حكومت است. امام خمينى، اسلام شناسى توانمند با تشكيل حكومت دينى، پاسخى عملى به اين شبهات دارد. مؤلفان گران قدرى مانند مصنف اين كتاب، عقبه هاى علمى و پشتوانه هاى معرفتى حكومت دينى هستند. بر عالمان زمان است كه زواياى حكومت دينى را با نگاهى عميق كاوش نمايند و با زبان روز به همگان و خصوصاً نسل جوان عرضه كنند.

 


پى‌نوشت‌ها

1. نجفى، موسى، انديشه دينى و سكولاريسم در حوزه معرفت سياسى و غرب شناسى، ص 79.