نقش كارويژه حفظ الگو در سقوط رژيم پهلوى


على اكبرى معلم
(دانش آموخته حوزه علميه قم, كارشناس ارشد علوم سياسى و مدرس دانشگاه آزاد اسلامى شهررى)

تاريخ دريافت: 24/8/80
تاريخ تإييد: 28/9/80 

درباره چرايى وقوع انقلاب اسلامى ايران مباحث و مناقشات بسيارى بر اساس نگرش ها و چارچوب هاى نظرى مختلف انجام گرفته است. در اين مقاله, نقش كارويژه حفظ الگو از طريق جامعه پذيرى سياسى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران, بر اساس نظريه كاركردگرا ـ ساختارى تالكوت پارسونز مورد بررسى قرار گرفته است. در اين راستا, نويسنده, ضمن بيان سه الگوى فرهنگى ((ايران گرايى)), ((مذهب گرايى)) و ((غرب گرايى)), از طريق روش تحليل محتوا, به تفسير داده ها پرداخته و به اين جمع بندى رسيده است كه رژيم پهلوى نتوانست از طريق جامعه پذيرى سياسى به حفظ الگو بپردازد; در نتيجه با ايجاد تعارضات ارزشى بين دو نيروى سياسى و اجتماعى, انقلاب اسلامى پديد آمد.

واژه هاى كليدى: جامعه پذيرى, انقلاب اسلامى, سلسله پهلوى, ايران گرايى, مذهب گرايى و غرب گرايى

مقدمه
از نخستين روزهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى اين پديده و چرايى آن, مورد توجه صاحب نظران مسائل اجتماعى و سياسى بوده است و هر يك بانگرش و چارچوب نظرى خاصى به آن پرداخته اند. در اين راستا و براى بررسى موضوع از زاويه اى ديگر, در اين مقاله به نقش كارويژه حفظ الگوهاى فرهنگى از طريق جامعه پذيرى سياسى در رژيم محمدرضا پهلوى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران بر اساس نظريه كاركردگرا ـ ساختارى پارسونز پرداخته و در واقع, اين بررسى به منظور دست يابى به چارچوب نظرى معتبر و جامع در تحليل از پديده انقلاب اسلامى صورت گرفته است.
از ديدگاه جامعه شناختى تالكوت پارسونز (Talcott parsons)((حفظ الگو)) يكى از چهار كار ويژه سيستم اجتماعى است كه براى ثبات و تداوم نظام سياسى, لازم است از طريق جامعه پذيرى سياسى به طور مداوم و بى وقفه انجام پذيرد تا بدين وسيله الگوها, هنجارها و قالب هاى ارزشى, ذهنى و رفتارى نسل ها و در نتيجه, رفتار و ساختار سياسى جامعه به طور پى درپى حفظ و تداوم يابد. اما در صورت عدم موفقيت سيستم اجتماعى در حفظ الگوهاى فرهنگى, تعارضات ارزشى, هنجارى و رفتارى در جامعه به وجود مى آيد و مجر به بحران مشروعيت در نظام سياسى مى شود كه از پيامدهاى آن, انقلاب و سرنگونى نظام سياسى است.
سوال اصلى اى كه در اين مقاله مطرح است اين كه كارويژه حفظ الگوهاى فرهنگى از طريق جامعه پذيرى سياسى در رژيم محمدرضا پهلوى چه نقشى را در سقوط اين رژيم و پيدايش انقلاب اسلامى ايران ايفا كرده است؟
به نظر مى رسد, عدم موفقيت نظام سياسى محمدرضا پهلوى در حفظ الگوهاى فرهنگى و فرهنگ سازى, موجب تعارضات ارزشى, هنجارى و بى ثباتى در رفتار سياسى جامعه گرديده و با ايجاد بحران مشروعيت در نظام سياسى, رژيم محمدرضا پهلوى سقوط كرده و انقلاب اسلامى پديد آمد.

مفاهيم اساسى
در آغاز لازم است مفاهيم اساسى و چارچوب نظرى مقاله به اختصار تبيين شود.
1. الگوهاى فرهنگى
((الگوهاى فرهنگى)) مجموعه اى از روش هاى خاص يك جامعه است كه بارها انجام مى شود و به چشم مى خورد; به طورى كه اعمال هر فرد جامعه تحت تإثير آنها صورت مى گيرد(1); به عبارت ديگر, الگوهاى فرهنگى همان قواعد و هنجارها و معتقدات مسلم اجتماعى هستند كه به عنوان راهنما يا ميزان در تمايل كنش به كار گرفته مى شوند.
ازنظر پارسونز, خرده نظام حفظ الگوهاى فرهنگى از اهميت خاصى برخوردار است. به اعتقاد وى, نظام اجتماعى و سياسى نه تنها به وسيله الگوهاى فرهنگى محدود مى شوند, بلكه از عوامل مهم تداوم نظام و ايجاد تعادل در جامعه به شمار مىآيند. از آن جا كه نظام فرعى حفظ الگوهاى فرهنگى با مخزنى از منابع روانى, قواعد, هنجارها و ارزش هاى فرهنگى سروكار دارد, در نتيجه موجب مبانى مشروعيت براى قدرت سياسى مى شود.(2) از يك نظر, كار ويژه حفظ الگو, مجموعه فرآيندهايى است كه با كمك آنها, اجتماعى شدن افراد محقق مى شود; يعنى از طريق جامعه پذيرى سياسى است كه نظام سياسى مى تواند الگوهاى فرهنگى خود را حفظ كرده و با ايجاد تعادل در جامعه بر استمرار حكومت خود تإكيد ورزد.

سه الگوى مهم فرهنگى در ايران
ايرانيان در طول تاريخ, با سه نوع فرهنگ ملى, اسلامى و غربى روبه رو شده اند. در اين جا هر يك از اين سه فرهنگ را به اختصار توضيح مى دهيم:
1 ـ ايران گرايى: فرهنگ و تمدن كهن ايرانى و عناصر آن مانند زبان فارسى, نوروز و فره ايزدى سبب شده تا فرهنگ ملى ايرانيان از استحكام و آهنگ ويژه اى برخوردار باشد. مفهوم ((ايران گرايى)) به معناى اعتقاد به اصول و ارزش هاى ايران باستان و عناصر تمدن ايرانى است; البته ((ايران گرايى)) در نظر رژيم محمدرضا پهلوى, به معناى تنظيم سياست ها و حركت نظام سياسى بر اساس ناسيوناليسم ايرانى براى دست يابى به مجد و عظمت ايران قبل از اسلام بود, ولى ((ايران گرايى)) در نظر مردم, به معناى حفظ اصول و ارزش هاى ايران باستان توإم با مبانى و اصول اسلامى است. در واقع, مردم, ايران گرايى را در تعارض با ارزش هاى اسلامى دنبال نمى كنند.
2 ـ مذهب گرايى: مفهوم ((مذهب گرايى)) به معناى اعتقاد و عمل به اصول و ارزش هاى اسلامى به خصوص با ويژگى هاى شيعى است. بر اساس اين ديدگاه, آداب و رسوم, هنر, معمارى, ازدواج, طلاق, تعليم و تربيت, تفريح و سرگرمى, عزادارى, عروسى, كتاب, مدرسه و..., پس از ورود اسلام به ايران, ماهيت اسلامى به خود گرفتند. اصول ظلم ستيزى, خلافت الهى, امر به معروف و نهى از منكر, شور و مشورت, نفى سلطه, عدالت خواهى, امامت و ولايت فقيه و اجتهاد و مرجعيت را مى توان از مهم ترين شاخصه هاى مذهب گرايى نام برد.
3 ـ غرب گرايى: مفهوم ((غرب گرايى)) به معناى اعتقاد به رفتار بر اساس مبانى و ارزش هاى فرهنگ غربى و حفظ و تنظيم آن است. در واقع, غرب گرايى نوعى از دگرگونى فرهنگى و اجتماعى در فرهنگ جامعه و نظام سياسى به حساب مىآمد كه در جهت غربى شدن صورت مى گرفت.(3)

2. كارويژه (Function)
مفهوم ((كارويژه)) به معناى نتايج و آثار عينى و قابل مشاهده نهاد اجتماعى است(4); به ديگر سخن, پيامدهاى هر گونه فعاليت اجتماعى كه انطباق و سازگارى يك ساختار معين يا اجزاى آن ساختار را ميسر مى كند; به عبارت ديگر, كارويژه فرآيند پوياى درون ساختار است,(5) چون توانسته است با سازمان دادن و راه اندازى فعاليت هاى لازم, با نظام زنده زيستى يا يك نظام كنشى همبسته شود.
اگر ((كار ويژه)) را يك وظيفه تلقى كنيم, در تعريف آن بايد گفت: كارويژه عبارت از نتيجه ثمربخش و مفيد عمل و رفتارى است كه عضوى در جريان زندگى و انجام دادن وظيفه اش در قبال سيستم و به نفع سيستم و به هنگام ايفاى نقش هاى اجتماعى انجام مى دهد.

3. جامعه پذيرى سياسى(Political socialization)
پارسونز به صورت گسترده اى وارد بحث جامعه پذيرى سياسى شده وسعى كرده تا نشان دهد چگونه مردم الگوهاى رفتارى خود را كسب مى كنند. به نظر وى, الگوهاى رفتارى در طول نسل ها چنان شكل گرفته كه اعضاى آن جامعه از نسل جديد انتظار دارند تا به شيوه مورد قبول آنها رفتار كنند.(6)
مفهوم ((جامعه پذيرى سياسى)) به معناى فرآيند مستمر يادگيرى است كه به موجب آن, افراد ضمن آشنا شدن با نظام سياسى از طريق كسب اطلاعات و تجربيات, به وظايف, حقوق و نقش هاى خويش به خصوص به وظايف سياسى در جامعه آگاه مى شوند. در اين فرآيند, ارزش ها, ايستارها, نهادها, اعتقادات و آداب و رسوم از جمله مسائل سياسى است كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد; اگر چه امكان دارد در جريان اين انتقال, تغييرات يا تعديل هايى صورت پذيرد.(7) در واقع, جامعه پذيرى سياسى مهم ترين پيوند ميان نظام اجتماعى و نظام سياسى است; البته جامعه پذيرى سياسى روندى آرام و بطىء است به طورى كه حتى مردم از آن آگاهى نمى يابند, بلكه هنجارهايى را كه به آنها تلقين شده مى گيرند.
از ديدگاه پارسونز, هر نظام سياسى كه بتواند الگوهاى فرهنگى خود را از طريق جامعه پذيرى سياسى حفظ كرده و تداوم بخشد, از مشروعيت بالاترى برخوردار خواهد بود و دچار بحران مشروعيت نخواهد شد. پس فقدان يا عدم موفقيت نظام اجتماعى و سياسى در حفظ الگو از طريق جامعه پذيرى سياسى, از علت هاى مهم سقوط نظام سياسى و پيدايش انقلاب است.

4. انقلاب
((انقلاب)) به معناى بروز تغيير اساسى در انديشه و اراده (حالات درونى) يك ملت در جهت تغيير سريع و بنيانى در ارزش ها و باورهاى مسلط, نهادهاى سياسى, ساختارهاى اجتماعى, روش ها و فعاليت هاى حكومتى, توإم با خشونت است.(8) منظور از ((انقلاب اسلامى)) در اين مقاله, انقلاب اجتماعى يا بزرگ است, چون ازيك طرف, باعث تغيير در اساس و نوع حكومت و از سوى ديگر, موجب تحول در ايدئولوژى غالب و رسمى كشور و خط مشى هاى اجتماعى, سياسى و اقتصادى در ابعاد داخلى و خارجى شده است.(9) در واقع, موفقيت و پيروزى هر انقلابى به معناى پيروزى پندار جديد است و انقلاب اسلامى نيز با تغيير پندار قبلى و ايجاد پندار جديد به پيروزى رسيد.

رابطه ساختار و پندار, جامعه پذيرى سياسى و پندار و پندار با ثبات و تحول سياسى
براساس مدل پارسونز, بين ((نظام سياسى و ارزش هاى حاكم بر جامعه)), رابطه معنادارى وجود دارد, به گونه اى كه ساخت و پندار از يكديگر جدايى ناپذيرند. در صورت وجود هماهنگى بين ساختار و پندار, نتايج مهمى بر آن مترتب مى شود; از جمله استمرار قدرت سياسى, استوارى قوانين, ايجاد ثبات و حفظ تعادل, حفظ مشروعيت نظام سياسى, تبديل زور به حق و اطاعت و فرمانبردارى مردم از نظام سياسى و قوانين.
همچنين بين ((جامعه پذيرى سياسى و پندار)) رابطه معنادارى وجود دارد, يعنى نظام هاى سياسى از طريق عوامل اوليه و ثانويه جامعه پذيرى سياسى, به طور مستقيم يا غيرمستقيم, به حفظ الگوهاى فرهنگى و پندار مى پردازند و يا در جهت مصالح حكومت, آن را تغيير داده و در دراز مدت به صورت باور و پندار جامعه در مىآورند و به اين ترتيب بر ثبات و مشروعيت خود تإكيد مى ورزند. در واقع, نظام اجتماعى و سياسى با انجام درست و به موقع جامعه پذيرى سياسى مى توانند فرهنگ و هويت سياسى بسازند و در حفظ و نگهدارى آن بكوشند و تغييرات اجتماعى و سياسى مورد نياز را به آرامى ايجاد كنند و موجبات افزايش مشاركت سياسى را فراهم آورند. خانواده, همسالان و نهادهاى مذهبى به ويژه مساجد از عوامل اوليه, و مدارس, رسانه هاى گروهى, احزاب سياسى و دولت از عوامل ثانويه جامعه پذيرى سياسى در ايران عصر محمدرضا پهلوى به حساب مىآيند.
همين طور بين ((پندار و ثبات و تحول سياسى)) رابطه وجود دارد, به اين معنا كه پندار و الگوى فرهنگى بر رفتار سياسى افراد جامعه تإثير مى گذارد. در حقيقت, در صورت وجود اشتراك بين ارزش ها و سيستم سياسى, به طور معمول, نظام سياسى از ثبات و تعادل بر خوردار است و در صورت تغيير در پندار, در نظام سياسى نيز تغيير ايجاد مى شود و در نتيجه باعث ثبات يا تحول سياسى مى گردد.
پس در صورتى كه نظام اجتماعى و سياسى نتواند از طريق جامعه پذيرى سياسى, باورها و الگوهاى فرهنگى را به نسل جديد منتقل كند و نتواند بين ارزش ها و الگوهاى فرهنگى جامعه و نظام سياسى سازگارى ايجاد كند, ميان نظام سياسى و جامعه, تعارضات ارزشى جدى پديد مىآيد و در صورت وقوع تعارض ارزشى بين نظام سياسى و جامعه, حاكمان به جاى حل مشكل و انعطاف پذيرى, به زور متوسل شوند; در نتيجه, از ديدگاه پارسونز, شروط لازم براى وقوع انقلاب تحقق مى يابد و با پيدايى شرط كافى ـ يعنى عوامل شتاب زا, كه موجب ظهور ضعف دستگاه سركوب مى شوند ـ وقوع انقلاب اجتناب ناپذير مى شود, چون پندار همگون در دولت و ملت موجب ثبات و پندار ناهمگون در دولت و ملت باعث تحول سياسى مى گردد.

رويكرد فرهنگ سياسى رژيم محمدرضا پهلوى
با بررسى متون موجود به ويژه چهار كتاب محمدرضا پهلوى, مإموريت براى وطنم, انقلاب سفيد, به سوى تمدن بزرگ و پاسخ به تاريخ, به دست مىآيد كه رويكرد فرهنگ سياسى رژيم محمدرضا پهلوى در سه الگوى ايران گرايى, مذهب گرايى و غرب گرايى متمركز شده است.

1. رويكرد ايران گرايى
محمدرضا پهلوى در كتاب هاى مإموريت براى وطنم و به سوى تمدن بزرگ, به تاريخ كهن ايران افتخار كرده و ايران را صادر كننده فرهنگ و هنر به جهان بشرى معرفى مى كند و به برپايى نخستين امپراتورى در 2500 سال پيش به دست كوروش مباهات مى كند.(10) وى دو اصل ايرانى گرى و شاه پرستى را اساس رويكرد ايران گرايى تلقى مى نمايد.
رژيم محمدرضا پهلوى در گرايش به ايران گرايى به افراط گرى رسيد; در همين راستا تقويم رسمى كشور را تغيير داد و آن را بر مبناى روز استقرار حكومت هخامنشى بنيان نهاد. همچنين برگزارى جشن هاى تاج گذارى و جشن هاى 2500 ساله شاهنشاهى در همين جهت بود.

2. رويكرد مذهب گرايى
محمدرضا پهلوى معتقد بود در تمام دوره سلطنت خود و حتى پس از سقوط رژيمش, به اصول اسلامى و مذهب شيعه متعهد بوده و در زمان حكومتش سعى در دفاع و حفظ آن داشت. او خود را ((نظر كرده)) خدا و ائمه اطهار: دانسته و براى خويش رسالت الهى قائل بود.(11) با توجه به عملكرد اجتماعى و سياسى محمدرضا پهلوى, نمى توان به گفته هاى ايشان در مورد مذهب گرايى اعتماد كرد, به خصوص عملكرد او در گسترش فساد و فحشا, نمايش فيلم هاى مبتذل در سينما و تلويزيون, عدم اجراى احكام اسلامى, جلوگيرى از برگزارى مراسم مذهبى, دست نشاندگى قدرت هاى خارجى, اجراى شعار جدايى دين از سياست, تغيير تقويم تاريخ هجرى شمسى به شاهنشاهى, حضور رسمى وابستگان به فرقه هاى ضاله در مناصب اجتماعى و سياسى, خشونت عليه علما و اهانت به آنها, نادرستى ادعاى وى را آشكار مى سازد.

3. رويكرد غرب گرايى
محمدرضا پهلوى همانند پدرش, غرب گرايى را محور برنامه ها و سياست هاى خود قرار داد و شتابان در پى ساختن ايران و اداره جامعه بر اساس الگوى غربى بود.(12) در اين جا به منظور نشان دادن سمت گيرى رژيم به سوى سه الگوى ياد شده, بررسى مقايسه اى با روش تحليل محتوا و بر اساس يكى از عوامل جامعه پذيرى سياسى (روزنامه) انجام مى شود:
در اين راستا, پيام ها, خط مشى ها و سمت گيرى رژيم را از طريق مطالعه سرمقاله هاى مندرج در روزنامه اطلاعات به عنوان يكى از عوامل جامعه پذيرى سياسى, از سال 1342 تا 1357 مورد بررسى و اندازه گيرى قرار مى دهيم. واحد تجزيه و تحليل در اين مطالعه, واژه ها و مفاهيم مربوط به سه الگوى فرهنگى ياد شده است, بنابراين تعداد دفعاتى كه اين واژه ها و مفاهيم در اين سر مقاله ها به كار برده شده است, محاسبه مى شود.
پس نخست به توضيح و تبيين جدول مفاهيم و كليد واژه هاى مربوط به سه الگوى فرهنگى ايران گرايى, مذهب گرايى و غرب گرايى در زمان پهلوى دوم مى پردازيم, سپس نتايج و ثبت تعداد و درصد واژه ها و مفاهيم به كار برده شده در سر مقاله هاى مذكور را بررسى مى كنيم. بررسى حاضر با توجه به جدول الگوى نمونه آمارى (انتخاب يك ماه ازهر فصل و يك روز از هر ماه, بر اساس روش تصادفى) صورت گرفته است.





توضيح و تبيين كليد واژه هاى مربوط به سه الگوى فرهنگى مورد بحث
1. كليد واژه هاى مربوط به ((مذهب گرايى)): كليد واژه هاى مذهب گرايى آن دسته از كلمات و مفاهيمى هستند كه مى توان حركت مذهب گرايى رژيم محمدرضا پهلوى را با آن سنجيد. اين دسته از كليد واژه ها با عنايت به ماهيت اسلام, رفتارهاى مذهبى مورد توافق جامعه و به ادبيات آن روز و استخدام الفاظ و مفاهيم جهت مشى مذهبى, انتخاب شده اند. برخى از كليد واژه ها آشكارا و برخى ديگر با تعبير و تفسير,مى توانند معرف و مبين حركت رژيم به سمت الگوى مذهب گرايى باشند.
2. كليد واژه هاى مربوط به ((ايران گرايى)): كليد واژه هاى ايران گرايى, كلمات و مفاهيمى هستند كه مى توان حركت ايران گرايى رژيم محمدرضا پهلوى را اندازه گيرى كرد. اين دسته از كليد واژه ها با عنايت به ادبيات آن روز و استخدام مفاهيم آن جهت مشى ايران گرايى و با توجه به عبارات مندرج در سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات, انتخاب شده اند. تعدادى از كليد واژه ها به صورت صريح و برخى ديگر با تعبير و تفسير مبين حركت و سمت گيرى رژيم به سوى الگوى ايران گرايى بوده و دسته اى ديگر نيز نشان دهنده حركت رژيم به سوى ايران باستان و ايران جداى از اسلام هستند.
3. كليد واژه هاى مربوط به ((غرب گرايى)): اين دسته از كليد واژه ها كه با توجه به ادبيات زمان مورد بررسى و متناسب با مفاهيم و كلمات به كار برده شده در سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات انتخاب شده اند, مبين حركت رژيم به سوى فرهنگ غربى به صورت صريح يا با تفسير و تعبير بوده و برخى ديگر نيز نشان دهنده حركت مقلدانه و غرب زدگى رژيم است.

شمارش و يادداشت بردارى و طبقه بندى اطلاعات
پس از انتخاب جامعه آمارى و تهيه كليد واژه هاى مربوط به هر يك از الگوهاى مزبور, مطالعه سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات بر اساس نمونه گيرى از سال 1342 شروع شده و تا سال 1357 به پايان مى رسد. تعداد كليد واژه هاى به كار رفته شده در هر يك از سر مقاله ها به تفكيك سه الگوى مزبور, شمارش و ياد داشت بردارى شده و تعداد فراوانى هر يك نيز ثبت گرديد. به منظور تعيين منظم حركت و سمت گيرى رژيم محمدرضا پهلوى, تعداد كليد واژه هاى هر يك از سه الگوى مزبور در هر سال به طور جداگانه جمع آورى و طبقه بندى شد.(13) در بررسى حاضر, تعداد عكس هاى زنان سربرهنه و مبتذل چاپ شده در روزنامه اطلاعات به عنوان مويد حركت و سمت گيرى رژيم به سوى سه الگوى مزبور, شمارش و ثبت شده است.

تجزيه و تحليل و تفسير داده ها و نتيجه گيرى از بررسى مقايسه اى جامعه پذيرى سياسى رژيم محمدرضا پهلوى
1. با توجه به اطلاعات به دست آمده, رژيم محمدرضا پهلوى در ده سال از شانزده سال مورد بررسى (سال هاى 1342, 1343, 1347, 1350, 1351, 1353, 1354, 1355, 1356 و 1357) هيچ گونه اقدامى در حفظ الگوى مذهب گرايى از طريق جامعه پذيرى سياسى در روزنامه اطلاعات انجام نداده است, ولى در همين سال ها ميزان فعاليت رژيم در حفظ الگوى غرب گرايى چشمگير است. در واقع بين كاهش يا افزايش فعاليت رژيم در حفظ الگوى مذهب گرايى و غرب گرايى, رابطه معنادارى وجود دارد, يعنى هرگاه تلاش اين رژيم براى حفظ الگوى مذهبى بيشتر شده, برعكس تلاش رژيم براى حفظ الگوى غرب گرايى كمتر گرديده است و هرگاه فعاليت رژيم در حفظ الگوى مذهبى كمتر شده, تلاش رژيم براى حفظ الگوى غربى بيشتر شده است.
2. درصد فعاليت رژيم در شش سال 1342, 1343, 1351, 1354, 1356 و 1357, براى حفظ الگوى غرب گرايى به مراتب بيشتر از فعاليت رژيم در حفظ الگوى ايران گرايى و به خصوص مذهب گرايى بوده است. به طور معمول رژيم در اين سال ها به واسطه انجام اصلاحات و ايجاد تحولات در داخل و به علت نداشتن پايگاه مردمى, نياز شديدى به حمايت غرب به ويژه آمريكا احساس مى كرد. در واقع هر چه نياز رژيم به غرب افزايش مى يافت, درصد فعاليت رژيم در حفظ الگوى فرهنگ غرب گرايى نيز بيشتر مى شد, براى مثال سال هاى 1356 و 1357 با 87 و 91 درصد در اوج فعاليت هاى رژيم قرار دارند.
3. درصد فعاليت رژيم در حفظ الگوى ايران گرايى در سال هاى 1345 با 77 درصد, 1346 با 79 درصد, 1347 با 77 درصد, 1348 با 82 درصد و در سال 1352 با 83 درصد, نسبت به سال هاى ديگر بيشتر بوده است; در اين سال ها رژيم به دنبال طرح ضرورت نظام شاهنشاهى و شاهنشاه و زمينه سازى براى جشن تاج گذارى و برگزارى جشن هاى 2500 ساله نظام شاهنشاهى بوده است.
4. درصد بالاى فعاليت رژيم در حفظ الگوى ايران گرايى از سال 1345 تا 1355 از طريق جامعه پذيرى سياسى در روزنامه اطلاعات با تراكم جشن هاى نظام شاهنشاهى در دهه مذكور همخوانى دارد. محمدرضا پهلوى, بيست و پنجمين سال سلطنت خود را در سال 1345 با تشريفات تمام جشن گرفت و همين گرامى داشت را در هر سال تا 1355 تكرار كرد كه با برگزارى جشن دو هزار و پانصد ساله نظام شاهنشاهى در ايران, افراطگرى خود را در حركت به سوى ايران گرايى و ايران باستان به نمايش گذاشت.
با توجه به داده ها و انحراف معيارها روشن مى شود, آهنگ حركت رژيم در سال هاى مورد بررسى (1342 تا 1357) در رويكرد به سه الگوى فرهنگى ـ سياسى از توازن و تعادل لازم برخوردار نبوده است, نه در يك سال و نه در مجموع شانزده سال مورد نظر.
رژيم در مجموع اين سال ها براى حفظ الگوى ايران گرايى با 27/55 درصد بيشترين تلاش و براى حفظ الگوى مذهب گرايى با 54/3 درصد كمترين تلاش را انجام داده است; حفظ الگوى غرب گرايى با 44/41 درصد در رتبه دوم پس از حفظ الگوى ايران گرايى قرار دارد.
با توجه به فعاليت 54/3 درصدى رژيم محمدرضا پهلوى در حفظ الگوى مذهب گرايى و اختصاص 29 درصد از چاپ عكس هاى زنان سربرهنه و مبتذل در روزنامه اطلاعات مى توان نتيجه گرفت كه رژيم نه تنها به صورت جدى در پى حفظ الگوى مذهبى نبوده بلكه به نوعى با ارزش ها و باورهاى حاكم بر جامعه در حال مبارزه بود. در واقع با عنايت به بافت مذهبى ايران و مطالبات دينى و مذهبى مردم, رژيم در قبال خواسته هاى مردم حالت انعطاف ناپذيرى داشته است.
پيش از بيان پيامدهاى حركت و سمتگيرى رژيم به سوى سه الگوى مزبور, لازم است مطالبات و خواسته هاى مردم در دوران انقلاب مورد بررسى قرار گيرد تا بتوان به صورت دقيق تر به اظهار نظر و نتيجه گيرى پرداخت.

كيفيت بررسى مطالبات و خواسته هاى مردم در دوران انقلاب
موفقيت يا عدم موفقيت رژيم پهلوى در حفظ الگوهاى فرهنگى از طريق جامعه پذيرى سياسى, زمانى روشن تر و ملموس تر مى شود كه خواسته ها و مطالبات مردم در دوران انقلاب مورد بررسى و تحليل محتوا قرار گيرد تا ميزان همخوانى يا مخالفت خواسته هاى مردم با اهداف رژيم و الگوهاى مورد تإكيد آن, تعيين شود.
اهداف و مطالبات مردم را مى توان از شعارهاى دوران انقلاب به روشنى دريافت كرد, چرا كه شعارهاى مردم در دوران انقلاب, عصاره و تجلى خواسته هاى مردم به حساب مىآيد. مردم به طور معمول با شعار دادن در خيابان ها و راهپيمايى ها, حمل پلاكاردها, نوشتن شعار بر روى ديوارها و معابر عمومى, سعى داشتند تا اهداف و مطالبات خود را به نحو احسن به مخاطبان برسانند. پس در اين بررسى, شعارهايى مورد توجه است كه در اجتماعات عمومى اظهار و بر ديوارها و پلاكاردها نوشته مى شد. در اين جا با روش تحليل محتوا, شعارهاى دوران انقلاب و مطالبات مردم مورد بررسى قرار مى گيرد و پس از تعيين كليد واژه هاى مورد نياز, شمارش و ثبت هر يك بر اساس سه الگوى مذكور انجام مى پذيرد.

* كليد واژه ها، آن دسته از كلمات و مفاهيمي هستند كه مبين خواسته ها و مطالبات مردم در دوران انقلاب اسلامي در سال هاي 1357-1356 مي باشند.
در بررسي حاضر از يك سو، نگاه به كليد واژه ها و ميزان تكرار آنها و از طرف ديگر، نگاه به پيامي است كه در شعارها و ديوار نوشته ها ي مزبور وجود دارد.
كليد واژه ها و مفاهيم مندرج در هر يك از سه الگوي فرهنگي مزبور، با توجه به مفاهيم و واژه هاي به كار برده شده در شعارها و ديوار نوشته هاي انقلاب اسلامي، تهيه و تنظيم شده است.

توضيح و تبيين كليد واژه هاى مربوط به سه الگوى ياد شده
1ـ كليد واژه هاى مربوط به مذهب گرايى: اين دسته از كليد واژه ها مبين سمتگيرى و مطالبات مردم در مورد مذهب گرايى در دوران انقلاب (1356 و 1357) است. كليد واژه هاى مزبور با توجه به رفتار مذهبى مورد توافق جامعه وادبيات آن روز و استخدام مفاهيم جهت مشى مذهبى, انتخاب شده اند.
2. كليد واژه هاى مربوط به ايران گرايى: كليد واژه هاى ايران گرايى نشان دهنده مطالبات مردم در دوران انقلاب (1356 و 1357) در مورد الگوى ايران گرايى است. اين دسته از كليد واژه ها با توجه به رفتار مورد توافق جامعه و ادبيات آن روز و استخدام مفاهيم مزبور جهت مشى ايران گرايى, انتخاب شده اند.
3. كليد واژه هاى مربوط به غرب گرايى: اين دسته از كليد واژه ها مبين سمت گيرى نيروى اجتماعى و مردم به سوى فرهنگ غربى است. برخى از كليد واژه ها با صراحت و برخى نيز با تعبير و تفسير مى توانند ميزان حركت و مطالبات مردم را در خصوص الگوى غرب گرايى تعيين كنند.

شمارش و ياد داشت بردارى و طبقه بندى اطلاعات
پس از بيان كيفيت بررسى و تعيين كليد واژه ها, شعارها و ديوار نوشته هاى دوران انقلاب(14) كه مورد مطالعه و بررسى قرار گرفت و كليد واژه هاى مربوط به هر يك از سه الگوى مزبور, استخراج, شمارش و ثبت گرديد. به منظور تصوير روشن تر مطالبات مردم در قالب سه الگوى مذكور, تعداد و درصد كليد واژه ها در جدولى جمع آورى و طبقه بندى شده است.
نگارنده در ضمن بررسى واژه ها و مفاهيم موجود در شعارها و ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى, با تعداد قابل توجهى از واژه ها روبه رو شده است كه مى توانند در تحليل و تفسير داده ها و در آزمون فرضيه مقاله, كمك شايانى كنند; بنابراين اين دسته از واژه ها و مفاهيم تحت دو عنوان ((نفى فرهنگ استبدادى)) و ((نفى فرهنگ استعمار غرب و شرق)) شمارش و ثبت گرديد.


تحليل داده ها و نتيجه گيرى از بررسى مطالبات مردم در سال هاى 1356 و 1357
1. با توجه به داده هاى مذكور, مردم با 07/74 درصد در شعارهاى انقلاب اسلامى و با 68/54 درصد بر ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى و با ميانگين 92/61 درصد در شعارها و بر ديوار نوشته هاى انقلاب, خواستار فرهنگ مذهب گرايى بوده اند كه درصد قابل توجهى است.
2. مردم با 93/25 درصد در شعارها و با 32/45 درصد بر ديوار نوشته ها و با ميانگين 08/38 درصد در شعارها و بر ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى در سال هاى 1356 و 1357, خواهان الگوى ايران گرايى بوده اند.
3. بر اساس شعارها و ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى, مردم در سال هاى 1356 و 1357, هيچ گونه گرايشى به الگوى غرب گرايى از خود نشان نداده اند. مردم نه تنها خواستار فرهنگ غربى نبوده اند بلكه با 06/14 درصد در شعارها و با 44/34 درصد بر ديوار نوشته ها و با ميانگين 28/27 درصد در شعارها و بر ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى در سال هاى 1356 و 1357, خواستار نفى فرهنگ غرب گرايى و استعمار غرب بوده اند.

مقايسه آمارى بين مطالبات مردم و سمتگيرى فرهنگ سياسى رژيم پهلوى دوم
1. با توجه به آمار به دست آمده, ميزان مطالبات مردم در مذهب گرايى در شعارها و ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى باميانگين 92/61 درصداست, درحالى كه سمت گيرى و گرايش رژيم به سوى مذهب گرايى باميانگين 54/3 درصد بوده كه تفاوت نگرش و مطالبه بين رژيم ومردم 39/58 درصد است.
2. براساس شعارها و ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى, ميزان گرايش مردم به سمت الگوى غربى صفر است, در حالى كه رژيم با ميانگين 44/41 درصد از سال 1342 تا 1357 به سمت الگوى فرهنگ غربى در حركت بود.
3. رژيم در سال هاى 1342 تا 1357 با ميانگين 03/55 درصد داراى رويكرد ايران گرايى, از نوع بازگشت به ايران باستان, بوده است, ولى مطالبات مردم در شعارها و بر ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى با ميانگين 08/38 درصد داراى رويكرد ايران گرايى است, اگر چه ((ايران گرايى)) مردم جنبه ملى و ايرانى دارد نه باز گشت به ايران باستانى كه حركتى منفى به حساب مىآيد.
4. مردم در دوران انقلاب, 58 درصد بيشتر از رژيم محمدرضا پهلوى خواهان مذهب گرايى بوده اند; ضمن آن كه رژيم پهلوى, 29 درصد با ترويج فساد و بى بندوبارى در خلاف جهت مذهب گرايى و ارزش ها و باورهاى مبتنى بر دين اسلام حركت مى كرد.

پيامدهاى جامعه پذيرى سياسى رژيم محمدرضا پهلوى
با توجه به آمار و داده هاى تحقيق از دو بررسى دقيق از سر مقاله روزنامه اطلاعات از سال 1342 تا 1357 و از شعارها و ديوار نوشته هاى انقلاب اسلامى در سال هاى 1356 و 1357, از طريق روش تحليل محتوا, جامعه پذيرى سياسى رژيم محمدرضا پهلوى پيامدهاى ذيل را داشته است:
1. با حركت نامتوازن و ناموفق رژيم در جامعه پذيرى سياسى و حفظ الگو, تعارضات ارزشى و هنجارى بين رژيم و نيروى اجتماعى ايجاد شد يا تعميق يافت, يعنى مردم به دنبال باورها و ارزش هايى بودند كه رژيم حاكم نه تنها دنبال آنها نبود بلكه در تضعيف آنها نيز مى كوشيد.
2. با تعميق تعارضات ارزشى و هنجارى بين رژيم حاكم و مردم, نظام سياسى دچار بحران مشروعيت شد و با افول اقتدار و اصول مشروعيت رژيم, در مقابل, مشروعيت جديدى براى نيروى اجتماعى مخالف از طريق عوامل جامعه پذيرى سياسى مثل خانواده, مساجد و نهادهاى مذهبى, به وجود آمد كه با بروز عوامل شتابزا, رژيم تا دندان مسلح پهلوى در هم فرو ريخت و رژيمى بر مبناى مطالبات و خواست اكثريت مردم جامعه بنا شد.
3. با عدم موفقيت رژيم محمدرضا پهلوى در جامعه پذيرى سياسى از طريق عوامل نخستين و ثانوى و با توجه به تعميق تعارضات ارزشى بين رژيم و مردم, عدم تعادل در جامعه حكمفرما شد و عدم تعادل بين الگوهاى فرهنگى رژيم و باورها و ارزش هاى موجود در جامعه, سبب بى ثباتى نظام سياسى گرديد, يعنى مردم به دنبال باورها و ارزش هايى بودند كه رژيم اعتنايى به آنها نمى كرد. طبيعى است در چنين وضعيتى بين نيروى سياسى و اجتماعى, رابطه منطقى و متعادلى برقرار نمى باشد و نيروى اجتماعى در سر فرصت با ظهور ضعف دستگاه سركوب و با ايجاد انسجام در بين خود از طريق عوامل جامعه پذيرى سياسى, زمينه را براى پيدايش انقلاب اسلامى و فروپاشى رژيم پهلوى آماده كردند.
با آزمون فرضيه به كمك دو بررسى آمارى از طريق روش تحليل محتوا در تعيين سمتگيرى رژيم محمدرضا پهلوى و مطالبات مردم در مورد سه الگوى فرهنگ سياسى مذهب گرايى, ايران گرايى و غرب گرايى و انجام مقايسه و تحليل و تفسير لازم, فرضيه تحقيق ثابت شد. در واقع يكى از عوامل مهم سقوط رژيم و پيدايش انقلاب اسلامى, عامل فرهنگى و مذهب گرايى مردم بوده است كه سياست هاى رژيم پهلوى دوم با آن همخوانى نداشت.
در پايان توجه به اين پيشنهاد سودمند خواهد بود كه محققان حوزه و دانشگاه لازم است عوامل جامعه پذيرى سياسى و نقش آنها را در انتقال ارزش ها و الگوهاى فرهنگى انقلاب اسلامى به نسل جديد, بررسى كنند تا بر اساس يافته هاى تحقيق, نقاط قوت تقويت و نقاط ضعف مرتفع شود.
در ضمن شايسته است جمهورى اسلامى ايران علاوه بر فعاليت فرهنگى از طريق آموزش و پروش, وزارت علوم و غيره, به نهادهاى مذهبى به ويژه مساجد, توجه خاصى كرده و كوشش كند تا فعاليت ها و برنامه هاى فرهنگى نهادهاى مذهبى كشور مكمل برنامه ها و فعاليت هاى مراكز ديگر فرهنگى كشور و دولت باشد, چرا كه وجود انسجام و هماهنگى در جامعه پذيرى سياسى بين عوامل آن به خصوص بين نهادهاى مذهبى و عوامل رسمى و دولتى يك ضرورت حتمى است.

پى نوشت ها
1. منصور قنادان و همكاران, جامعه شناسى (مفاهيم كليدى)ـ (تهران: آواى نور, 1375) ص 85.
2. گى روشه, جامعه شناسى تالكوت پارسونز, ترجمه عبدالحسين نيك گهر (تهران: موسسه فرهنگى انتشاراتى تبيان, چاپ اول, 1367) ص 241.
3. على محمد نقوى, جامعه شناسى غربگرايى (تهران: اميركبير, 1361) ج1, ص15.
4. منصور وثوقى و همكاران, مبانى جامعه شناسى (تهران: موسسه انتشارات بهينه, چاپ اول, 1378) ص193.
5. لوئيس كوزر وبرنارد روزنبرگ, نظريه هاى بنيادى جامعه شناختى, ترجمه فرهنگ ارشاد (تهران: نشرنى, 1378) ص 501.
6. على اكبر كمالى, بررسى مفهوم جامعه پذيرى سياسى (تهران: معاونت پرورشى سازمان تبليغات اسلامى, 1374) ص 32.
7. عبدالعلى قوام, توسعه سياسى و تحول ادارى (تهران: نشر قومس, چاپ دوم, 1373) ص 74.
8. چالمرز جانسون, تحول انقلابى, ترجمه حميد الياسى (تهران: اميركبير, 1363) ص 162.
9. جمعى از نويسندگان, انقلاب اسلامى و چرايى و چگونگى رخداد آن (قم: انتشارات معارف, چاپ اول, 1379) ص 13.
10. محمدرضا پهلوى, مإموريت براى وطنم (تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب, چاپ ششم, 1350) ص;3 همو, به سوى تمدن بزرگ (تهران: مركز پژوهش و نشر فرهنگ سياسى دوران پهلوى, 1356) ص 253.
11. همو, مإموريت براى وطنم, ص 89.
12. همان, ص ;97 محمدرضا پهلوى, به سوى تمدن بزرگ, ص 274.
13. جهت اطلاع بيشتر در خصوص جدول شمارش و ثبت تعداد كليد واژه ها و مفاهيم به كار برده شده در سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات از 1342 تا 1357, نمودار مقايسه اى فراوانى كليد واژه هاى به كار برده شده در سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات به تفكيك سه الگوى فرهنگى مزبور در ماه هاى مورد بررسى و نمودار مقايسه اى درصد كليد واژه هاى سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات به تفكيك هر سال, ر.ك: على اكبرى معلم, نقش كار ويژه حفظ الگو در رژيم محمدرضا پهلوى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران, پايان نامه كارشناسى ارشد علوم سياسى (قم: موسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع), 1380) ص 181.
14. در مورد شعارها و ديوار نوشته هاى دوران انقلاب ر.ك: مركز اسناد انقلاب اسلامى, فرهنگ شعارهاى انقلاب اسلامى (تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى, چاپ اول, 1379).