نامه اي از شيخ لطف الله ميسي اصفهاني به شاه عباس اول
به کوشش رسول جعفريان

منبع :
http://www.historylib.com
در باره اين سند
شيخ لطف الله ميسي عاملي که شهرت مسجد شيخ لطف الله اصفهان به نام اوست، از عالمان عرب لبناني است که در اصفهان عصر عباس اول اقامت کرد. شاه، پس از پايتختي اصفهان، ضمن طراحي ميدان نقش جهان، مسجدي هم برابر عمارت عالي قاپو بنا کرد و شيخ لطف الله را به پيشنمازي آن گماشت. مدرسه اي هم در کنار آن ساخت و مقام مدرسي و متولي موقوفات آن را هم به شيخ لطف الله سپرد. اسکندر بيک شرحي از اين مسأله را آورده است.
اين عالم عرب، فقيهي برجسته بود که البته با حضور شيخ بهايي (م 1030) در دربار شاه عباس در مقام شيخ الاسلامي و نيز حضور ميرداماد (م 1041)، امکان اين که او را به عنوان عالمي در درجه نخست قرار دهد، وجود نداشت. با اين حال، هم او فقيه برجسته‌اي بود و هم شاه عباس وي را قبول داشت. بناي چنين مسجدي براي اين فقيه، شاهدي بر اين مدعاست. به علاوه، همان گونه که از سند زير به دست مي آيد، حتي با وجود شيخ بهايي، وي برخي از مسائل فقهي خود را از شيخ لطف الله مي‌پرسيده است.
ما گزارشي از زندگي وي را همراه با شرحي در باره رسالۀ اعتکافيه او در جاي ديگري آورده‌ايم و نياز به تکرار آن نيست.
آنچه اخيرا در باره وي به دست آمد، يافت شدن نسخه اي از رسائل وي به خط خود اوست که در کتابخانه مؤسسه حضرت آيت الله العظمي بروجردي موجود و در فهرست آن کتابخانه (1/208208ـ215) به شماره 355 ثبت شده است. اين مجموعه، شامل 17 رساله است که همه آنها در فقه است.
نامه ذيل که از طرف شيخ لطف الله به شاه عباس نوشته شده است، در آن فهرست تحت عنوان رساله اعادۀ نماز ياد شده است. اين نامه در صفحات 154ـ 155 نسخه ياد شده، قرار دارد.
اهميت اين نامه که برخلاف نوشته هاي ديگر مؤلف به فارسي است، اولا نشانگر آن است که او مي توانسته به فارسي بنويسد، مگر آن که فرض کنيم، کسي ديگر، مثلا پسرش شيخ جعفر آن را به فارسي درآورده است. هرچه هست، متن اصلي نامه از خود اوست و در آن از پسرش شيخ جعفر هم ياد کرده است.
نکته مهم ديگر در اين سند، اهميتي است که وي براي شيخ بهايي قائل بوده است. وي شيخ بهاءالدين محمد را عالمي مي داند که در هيچ دياري نظير ندارد. وي از شاه مي خواهد که مسائل فقهي‌اش را از همو بپرسد. در آخرين جمله گويا شيخ بهايي را واضح حقيقت حال و راستي رجال هم وصف کرده است.
افزون بر اينها، مسائل ديگري هم از اين نامه به دست مي آيد که مي‌تواند در روشن کردن گوشه‌اي از مسائل ديني دوره صفوي سودمند باشد. مانند تعابيري که وي به عنوان يک عالم شيعه، از علماي برجسته شيعه پيش از خود دارد و براي هر کدام، وصفي مي آورد که نوع نگاه وي را به آنان نشان مي دهد.
از اين سند، همچنين مي توان به موقعيت شيخ لطف الله در دستگاه عباس اوّل پي برد؛ زيرا هم اشاره به مسجد دارد و هم نفس نگارش اين نامه، حاکي از آن است که شاه عباس، برخي از مسائل فقهي خود را از وي مي پرسد. متقابلا شيخ هم مي گويد که برخي از رسائل خود را به نام شاه عباس نوشته است. از القابي هم که وي براي شاه عباس بکار برده، مي‌توان جايگاه شاه عباس و دولت صفوي را در ذهن عالمان ديني آن دوره تصوير کرد.
و اکنون متن اين نامه يا رساله:


بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

بعد از حمد الهي و صلوات و تسليمات نامتناهي بر حضرت رسالت پناه محمّد مصطفي، و آله و عترته النجباء.
بر بندگان اشرف اعظم ـ دامت دولته و عزّته و شوکته و عدالته و صولته و شفقته و ظلّه و رأفته ـ واضح باشد که اعادۀ نماز براي تحصيل ثواب جماعت که غير متناهيست، براي مقتدي منفرد يا مفترض، سنت است، و در جميع کتب فقها مذکور است، از ابتد مثل جعفريه و نفليه و غيرهما با تذکرة الفقهاء طولا و عرضا در هر کتاب در دو جا.
و دلايل اين مسأله از احاديث صحيحه و حسنه و موثقه و غيرها نقلا و عقلا بسيارند علي ما ذکره الفقهاء بلکه از کلام صاحب معتبر که محقق اهل البيت است در معتبر، و شيخ جمال الدين مطهر که علامة العلماء اهل بيت است در منتهي و شيخ طوسي که شيخ جميع طائفه است در خلاف و ابن ادريس که مدقق علماء اهل البيت است در سراير و غيرهم، چنين معلوم شده که کسي از علماي شيعه در اين مسأله خلاف نکرده و از مخالفين نيز الاّ از ابي حنيفه و مالک ...
و معلوم نيست که هيچ مسأله از مسائل فقه، مثل اين مسأله باشد در ذکر کردن او در هر کتاب در دو جا و از فقهاي دين و اهل معارف و يقين.
بحمدالله المعين در درخانه و پاي تخت بندگان اشرف اعلي جمعي هستند که بر حالات ايشان اطلاع داريد و مي شناسيد، خصوصا حضرت شيخ بهاء الدين محمد که در هيچ ديار مثل ندارد، خصوصا در علوم دينيه، از او تحقيق ممکن است و مُميز و حَکم مي‌تواند بودن.
و اين مخلص داعي در اين مسأله رساله به عربي نوشت که اکثر عبارات فقها با دلايل عقليه و نقليه مذکورند به نام نامي سامي بندگان اشرف اعلي ـ مُدّ ظِلّه علي رؤوس المؤمنين ـ هر وقتي که امر عالي شود، حاضر سازد. و غرض منحصر در تحقيق اين مسأله نيست؛ از اين قسم از مسائل بسيار است، مثل مسأله اقتدا کردن دو نماز موتم با يک نماز امام که در آنجا نيز کسي خلاف نکرده است الا ابوحنيفه و مالک ... و نزد همه شيعه و باقي مخالفين صحيح است،
و مسأله اعتکاف کردن در مسجد نواب اشرف که اين مخلص شب و روز در آنجا به دعاي اين دولت قاهره مشغول است.
و مسأله عرق سرکه نجس، و مسأله عقد و ذکر صداق، و مسأله عقد بدون مصلحت، و مسأله اجاره اشجار ميوه دار براي انتفاع به ثمار، و بحث کردن در اجوبه مسائل سبعه و جواب دادن از آنها. و دفع بعض اعتراضات واهيه از بزرگان که در هر يکي از اينها رساله علي حده نوشته شده، بعضي از بنده، و بعضي از بنده زاده شيخ جعفر و غير ذلک از تصحيفات و تحريفات که در احاديث و عبارات فقها ـ رضوان الله عليهم ـ که در غياب نواب اشرف اعظم بعضي که از مسائل فقه خبر ندارند، خلاف کردند و خبط و خلط بردند و حضرت شيخ الاسلامي و اکثر حضرات خبر دارند.
اميدوارم که اين مسأله بلکه جميع اين مسائل در حضور نواب اشرف اعلي به تمييز حضرت شيخ الاسلام شکافته شود به امر ايشان، واضح حقيقت حال و راستي رجال، و السلام.
و کتب ذلک الفقير الي الله لطف الله الميسي العاملي حامدا مصليا