شمس الدين محمد گيلاني مربي شاه اسماعيل صفوي
منصور داداش نژاد  
قاضي شمس الدين محمد گيلاني از علماي لاهيجان در قرن دهم هجري، متکفل تعاليم مذهبي اسماعيل به هنگام اقامت وي در لاهيجان، هنگام فرار از دست سپاهيان رستم آق قويونلو، بوده است. از او با عنوان قاضي ، معلم و صدر شاه اسماعيل ياد شده و در انتساب به مولدش به وي لاهيجي و گيلاني نيز اطلاق گرديده است.
شاه اسماعيل از سال 899 هجري به بعد به مدت پنج سال (مدت اقامت اسماعيل در لاهيجان شش سال و نيم نيز ذکر شده است. زبده التواريخ، ص 48) تحت حضانت کارکيا ميرزا علي، حاکم وقت لاهيجان که خود را از اعقاب امام علي(ع) مي دانست وشيعه بود، به سر برد. او شمس الدين لاهيجي يکي از علماي ديني سرزمين خود را به تربيت اسماعيل برگماشت.
در باره شمس الدين محمد گيلاني در منابع اطلاعات اندکي يافت مي شود و از آنجا که وي نقشي به سزا در تربيت مذهبي شاه اسماعيل و شاهزادگان بعدي صفوي داشته است ، جستجو در اين زمينه براي آشکار شدن ريشه هاي تمايلات مذهبي پادشاه صفوي مفيد است .
در اين نوشته جستجو براي يافتن گزارش هايي در باره شمس الدين محمد گيلاني به ترتيب در چهارحوزه کتب تاريخ ، کتب شرح حال و کتب فهرست و تواريخ محلي اين مطلب پي گيري شده است.

کتب تاريخ

درکتب تاريخ تنها در چند مقطع اشاره اي گذرا به وي شده است . اين موارد به شرح زير است:
{1. تعليم شاه اسماعيل در گيلان}
اسماعيل وقتي که در گيلان بود، از محضر مولانا شمس الدين لاهيجي خواندن قرآن و آثار عربي و فارسي را فرا گرفت( زبده التواريخ، ص 48؛ جهانگشاي خاقان، ص 64؛ احسن التواريخ، ص 20). لاهيجي مسلما در روح شاگرد خويش تأثير در خور داشت، چون همو بود که کمي پس از جلوس اسماعيل به تخت شاهي ، صاحب عاليترين مقام مذهبي در قلمرو امپراطوري شد، بعدها هم بنا بر گزارش تحفه سامي حضانت شاهزادگان بدو سپرده شد. بدين جهت اطلاع از عقايد شمس الدين گيلاني از آن رو حايز اهميت است که در تکوين عقايد شاه اسماعيل سهيم بوده و گفته شده اسماعيل در اثر آموزش هاي شمس الدين و اطرافيان به شيعه گرايش پيدا کرده است.
{2. برگزيده شدن وي به صدارت پس از پيروزي شاه اسماعيل}
شاه اسماعيل پس از دست يابي به قدرت در سال 906 هجري به پاس خدمات شمس الدين لاهيجي ، منصب صدارت را به او تفويض کرد (تکملة الاخبار، ص 40؛ تاريخ شاه اسماعيل و شاه طهماسب، ذيل تاريخ حبيب السير، ص66؛ زبده التواريخ مستوفي، ص 48؛ وقايع السنين و الاعوام، ص 440؛ روضه الصفويه، ص 155). منابع به دنبال ذکر اين مطلب عهده دار شدن امور شرعيه و مهام فقهيه و نظارت بر اوقاف، قضاي معسکر را از جمله وظايف وي شمرده اند.
{3. شريک شدن قاضي محمد کاشي با شمس الدين محمد گيلاني در صدارت}
سه سال پس از عهده دار شده منصب صدارت، منابع از شريک شدن قاضي محمد کاشي با شمس الدين محمد گيلاني درسال 909 هجري خبر داده اند(تاريخ جهان آرا،ص 268؛ خلاصة التواريخ، ج 1، ص 84؛ خلد برين، ص 125). اين حادثه مي تواند نشان از ضعف موقعيت وي در دربار باشد.
4{. حضور در مراسم استقبال از ايلچي عثماني}
شمس الدين محمد به همراه قاضي محمد کاشاني در مراسم تشريفات استقبال از سفير عثماني در سال 910 هجري حضور داشته است(جهانگشاي خاقان، ص 225).
{5. ملازمت شاه اسماعيل در سفر}
آخرين خبري که از وي در کتب تاريخ مي توان سراغ گرفت مربوط به همراهي و ملازمت او با شاه اسماعيل به سال 916 هجري در يکي از سفرها است که تاريخ خاني(ص 363) به آن اشاره کرده است:
دو روزي را که نواب عالي را بنا بر رعايت ساعت و صلاح دولت قاهره بدان حدود دمرلقيا توقف فرمود، عالي جناب ملک محمود جان قزويني وزير و قاضي شمس الدين ، صدر پادشاه گردون سرير به همين وظايف ملازمت به جاي آورد و پيش کشي گذرانيدند و از رهگذر خدمت و فيض ملازمت حظي کامل يافتند.
البته وي تا سالها بعد زيسته اما از امور اداري بر کنار بوده است(بنا بر آن چه در تحفه سامي آمده، شمس الدين محمد تا 957 هجري که سال اتمام نگارش تحفه سامي است زنده بوده است).

کتب شرح حال

در کتب تذکره نيز مختصر اشاراتي به وي شده است، مهمترين و مفصل ترين شرح حال وي را تحفه سامي (ص 51) در حدود نيم صفحه گزارش کرده است. تذکره هاي بعدي تماما قطعاتي از همان را بر گرفته و تکرار کرده اند(هم چنان که منشأ اطلاعات در کتب تاريخي چنين است).
بنا بر آنچه تحفه سامي آورده ، قاضي شمس الدين معلم پس از مدتي کوتاه که منصب صدارت را عهده دار بود از صدارت کناره گرفتمولدش در لاهيجان گيلان است در محلي که صاحب قران مغفور در آنجا تشريف داشته اند، از آنجا به ملازمت ايشان به عزم جهانگيري علم افراشته، در ابتداي ظهور دولت اين دودمان عظيم الشأن منصب صدارت ممالک محروسه تعلق به ايشان داشته ، بعد از آن اندک مدتي ترک آن کرده به حال خود مي بودند و بعضي اوقات به تعليم اکثر شاهزادگان سواي ِمن اشتغال مي نمود ودر اين ولا که سن شريفش از نود متجاوز است ، ترک علايق و عوايد کرده، اوقات در طاعات و عبادات صرف مي کند . اين مطلع را حسب حال خود مي گفت:
جواني رفت در راه تو، پير روزگارم من گرفتار بلا و درد و آه بي شمارم من
شمس الدين محمد معلم عمري طولاني متجاوز از 90 سال نمود، وي ذوق شعري داشته و ديوان شعري نيز از خود به يادگار گذاشته است(الذريعه ، ج 9، ص 542، شماره 3000). چنان که در منتخب الاشعار که مؤلفش ناشناخته است و در در آن سرگذشت سرايندگان با قطعاتي از شعر هاي فارسي آنان آمده است - در شمار قاضياني که شعر مي سروده اند از قاضي شمس الدين معلم لاهيجاني صدر شاه اسماعيل نيز نام به ميان آمده است(فهرست نسخه هاي خطي کتابخانه دانشکده الهيات و معارف اسلامي ، تنظيم سيد محمد باقرحجتي ، ص 414).

کتب فهرست

الذريعه در دو جا به معرفي ديوان شعر قاضي شمس الدين محمد گيلاني پرداخته است که متأسفانه جستجوهاي انجام شده در فهارس کتابخانه ها جهت يافتن اين نسخه به نتيجه نرسيد. در نسخه خطي ديگري به نام منتخب الاشعار که مختص ذکر شاعران و قطعاتي از اشعار ايشان است ، نامي از قاضي شمس الدين گيلاني صدر شاهر اسماعيل برده شده است(فهرست نسخه هاي خطي کتابخانه دانشکده الهيات و معارف اسلامي، ص 414).

کتب تواريخ محلي

در کتب مربوط به تواريخ محلي ، جز تاريخ خاني( که اشاره اي به شمس الدين محمد گيلاني دارد و از آن در بالا ياد شد) در اين باره مطلب ديگري يافت نشد.

بررسي يک اشتباه

هم زماني و هم نامي قاضي شمس الدين لاهيجي معلم با شمس الدين محمد لاهيجي نوربخشي که از بزرگان صوفيه نوربخشيه بوده است، موجب خلط بين اين دو نام و پديد آمدن اشتباهاتي شده است. چنان که رويمر نويسنده بخش اول کتاب تاريخ ايران در دوره صفويان کمبريج (ص 17) اين دو شخص را يک نفر پنداشته و به همين منوال اين اشتباه در دائرة المعارف بزرگ اسلامي نيز راه يافته است( مدخل اسيري لاهيجي نوشته نجيب مايل هروي).
لازم به ياد آوري است که شيخ محمد بن يحيي بن علي گيلاني لاهيجي نور بخشي ملقب به شمس الدين و متخلص به اسيري از مردم لاهيجان گيلان در نيمه اول قرن نهم هجري تولد يافت. او نويسنده شرح معرف گلشن راز(اثري که انجيل تصوف ايران شمرده مي شود) مي باشد و در عين حال که صوفي نام آوري بود، به مذهب شيعه هم تعلق داشت(مجالس المؤمنين، ج 2، ص 150- 156).
شاه اسماعيل صفوي وقتي که ولايت فارس و شيراز را گرفت به زيارت شيخ لاهيجي رفت و از او سئوال نمود که چرا لباس سياه اختيار نمودي ؟ شيخ فرمود: به جهت تعزيه امام حسين(ع)، شاه گفت : تعزيت ايشان قرار يافته که در سال ده روز باشد، شيخ گفت: مردم به خطا رفته اند، تعزيه آن حضرت تا دامن قيامت باقي است( مجالس المؤمنين ، ج 2، ص 150؛ سيد حسن نصر اين داستان را حاکي از تحول کاملي دانسته که در بين اعضاي طريقت نور بخشيه رخ داده و آنها را کاملا وابسته به تشيع کرده است. روند مشابهي نيز در بين طريقت نعمت اللهي و صفوي مشاهده مي شود. تاريخ ايران در دوره صفويان کمبريج ، ص 336).
از جمله تأليفات وي مثنوي اسرار الشهود و مفاتيح الاعجاز في شرح گلشن راز است (الذريعه ، ج 9، ص 76، شماره 436 و ج 21، ص 301 ذيل مفاتيح الاعجاز). در گذشت وي سال 912 هجري مي باشد(طبقات اعلام الشيعه، ج 4، ص 130).
با اين توضيحات واضح است که شمس الدين محمد لاهيجي متخلص به اسيري که صاحب خانقاه بوده غير از شمس الدين محمد لاهيجي قاضي است که در پرورش شاه اسماعيل سهيم بوده و در دربار او حضور داشته است، ضمن آن که سال درگذشت اسيري لاهيجي 912 هجري ذکر شده است اما زمان وفات لاهيجي قاضي و معلم همچنان که ذکر شده پس از 957 هجري است(وي هنگام تأليف تحفه سامي در 975 هجري زنده بوده است. تحفه سامي ص 51). مزاوي(ص 198 ، توضيحات شماره 203) نيز متذکر شده است که : نمي توان اثبات کرد که مولانا شمس الدين لاهيجي که للِه اسماعيل در گيلان بوده همان شمس الدين محمد بن علي گيلاني لاهيجي نوربخشي ، مفسر گلشن راز شبستري است.
مسئله اي که ممکن است موجب التباس و اشتباه بين اين دو نفر شده باشد، حضور فرزند لاهيجي شارح گلشن راز ( احمد بن شمس الدين محمد لاهيجي نوربخشي متخلص به فدايي که شاعر بوده و ديوان شعري از او باقي مانده است) در در بار شاه اسماعيل است، او از مقربان در بار شاه اسماعيل صفوي بود که به عنوان سفير از سوي شاه اسماعيل به سوي سلطان محمد شيباني رفت و مباحثات و مناظراتي با بزرگان دربار او انجام داد و بعد از مراجعت مورد عنايت و اکرام شاه اسماعيل قرار گرفت(الذريعه، ج 9، ص 815، شماره 5500 و ج 13 ، ص 270، شماره 1001).
در کتاب هاي زير نيز جستجو شد اما مطبي در اين زمينه يافت نشد:
رياض العلماء افندي ؛ روضات الجنات خوانساري؛ امل الآمل شيخ حر عاملي؛ رشحات عين الحياة ، واعظ کاشفي؛ تذکره نصر آبادي؛ تذکره ميخانه ملا عبد النبي فخر الزماني؛ تذکرة المعاصرين حزين لاهيجي؛ تذکره رياض العارفين رضا قلي خان هدايت؛ تذکره هفت اقليم امين احمد رازي .

مشخصات منابع

احسن التواريخ ، حسن بيک روملو، تصحيح عبد الحسين نوايي، انتشارات بابک، 1375.
تاريخ جهان آرا، قاضي احمد غفاري قزويني ، انتشارات کتابفروشي حافظ، 1343.
تاريخ خاني، علي بن شمس الدين بن حاجي حسن لاهجي، تصحيح منوچهر ستوده، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1352.
تاريخ شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوي، امير محمود خواند امير، تصحيح محمد علي جراحي ، نشر گشتره ، 1370.
تحفه سامي ، سام ميرزاي صفوي، تصحيح وحيد دستگردي ، کتابفروشي فروغي.
تکملة الاخبار ، عبدي بيگ شيرازي، تصحيح عبد الحسين نوايي، نشر ني ، 1369.
جهانگشاي خاقان، مولف مجهول، مقدمه الله دتا مضطر، مرکز تحقيقات فارسي ايران و پاکستان، 1406.
خلاصة التواريخ، قاضي احمد قمي، تصحيح احسان اشراقي، انتشارات دانشگاه تهران، 1359.
خلد برين، محمد يوسف واله اصفهاني، به کوشش مير هاشم محدث، موقوفات افشار، 1372.
الذريعه الي تصانيف الشيعه، آقا بزرگ الطهراني، دار الاضواء، بيروت، 1403.
روضة الصفويه، ميزار بيگ جنابذي، تصحيح غلامرضا مجد طباطبايي، موقوفات افشار، 1378.
زبدة التواريخ ، محمد محسن مستوفي، به کوشش بهروز گودرزي، موقوفات افشار، 1375.
طبقات اعلام الشيعه، آغا بزرگ الطهراني، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، قم، الطبعة الثانيه.
فهرست نسخه هاي هطي کتابخانه الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، گرد آوري سيد محمد باقر حجتي، دانشگاه تهران، 1345.
مجالس المؤمنين، قاضي نورا الله شوشتري، کتابفروشي اسلاميه، 1377.
وقايع السنين و الاعوام ، خاتون آبادي، انتشارات کتابفروشي اسلاميه، 1352.





منبع:
http://www.historylib.com